splodge
معنی فارسی
اندودن ماليدن (با) بد رنگ کردن چرک کردن کثيف کردن اندود
معنی کامل و مثالها
/spläj/n., vt.
● (انگلیس) رجوع شود به: splotch
اندودن ماليدن (با) بد رنگ کردن چرک کردن کثيف کردن اندود
/spläj/n., vt.
● (انگلیس) رجوع شود به: splotch
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن