non-concurrent معنی فارسی ناموافق واژههای دیگر با معنی «ناموافق» incompatible ناسازگار، ناموافق، منافي inconsonant ناجور، ناموافق incompliant قبول نکننده، ناهمراه، ناموافق instansigent راضي نشو، سخت گير در سياست، ناموافق disharmonious ناموزون، ناجور، ناموافق inconsistent متناقص، بي بروپا، نا استوار