old timer معنی فارسی کهنه کار قديمي. واژههای دیگر با معنی «کهنه کار» veteran کهنه کار، کار آزموده، کهنه سرباز stager ادم کهنه کار، گرگ باران ديده mossyback ادم کهنه پرست يا محافظه کار، ماهي يا لاک پشت پير. mossback آدم کهنه پرست يا محافظه کار campaigner کسي که در لشکر کشي شرکت ميکند، سرباز کهنه کار، نامزد انتخابات. sea dog يکجور خوک دريايي، ملوان کهنه کار hackneyed پيش پا افتاده، همگاني، کهنه old پير، سالخورده، فرسوده archaize به سبک قديمي در آوردن، کهنه نما کردن، واژه يا سبک قديمي به کار بردن well worn مستعمل، زياد کار کرده، کهنه