دیکشنری فارسی

operated

UKɔpəreitid US'ɔpə'reıtəd

معنی فارسی

گرداندن بکار انداختن اداره کردن فراهم آوردن موجب شدن داير کردن

واژه‌های دیگر با معنی «گرداندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن