parcelled معنی فارسی بسته امانت امانت پستي تيکه پارچه بخش جز نيمه گله گروه قسمت واژههای دیگر با معنی «بسته» parcel بسته، امانت، امانت پستي dependent بسته، موکول، موقوف barred بسته، مسدود، شن گرفته package بسته، جعبه، صندوق clotty بسته، دلمه شده، دلمه شونده grumous بسته، غليظ، دلمه (شده) consanguineous بسته، همخون، صلبي closed بسته، مسدود. connected بسته، متصل. curdy بسته (، مانند) دلمه