دیکشنری فارسی

per

UKpər USpə:

معنی فارسی

با توسط بوسيله در براي هر

معنی کامل و مثال‌ها

/pu_r/prep.

● به وسیله‌ی، با، از راه، از طریق

only per medium of an expanded consumption

فقط از راه بسط مصرف

● هر

two dollars per meter

هرمتر دو دلار، متری دو دلار

one hundred kilometers per hour

صد کیلومتر در ساعت

income per person

درآمد هر نفر

● طبق، بنابر

per your instructions

طبق دستورات شما

مترادف‌ها

preposition
[Lat.] By, for, through, by means of.

واژه‌های دیگر با معنی «با»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن