together with معنی فارسی با بضميمه باضافه واژههای دیگر با معنی «با» perprep با، توسط، بوسيله per با، توسط، بوسيله cum با، باضافه . with با، بوسيله together با هم، با يکديگر، بهم intoto با هم، کاملا، تماما. loyal با وفا، وفادار، صادق mincingly با ناز، ناز کنان، با احتياط painfully با درد، بارنج، بزحمت spirited با روح، روح دار، جاندار