perforates
UKpəːfəreits
معنی فارسی
سوراخ کردن سفتن منگنه کردن سوراخ سوراخ کردن گذشتن از گذشتن
سوراخ کردن سفتن منگنه کردن سوراخ سوراخ کردن گذشتن از گذشتن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن