دیکشنری فارسی

pullout

UKpʌlaut US'pu:'laut

معنی فارسی

کناره گيري کردن کناره گرفتن کناره کردن منزوي شدن دست کشيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/pool´out´/n.

● بیرون کشیدن، پس کشی، عقب نشینی، عزیمت

● هر چیز بیرون کشیدنی یا درآوردنی (به ویژه آگهی یا عکسی که لای مجله می‌گذارند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. to break off a military action with an enemy

واژه‌های دیگر با معنی «کناره گيري کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن