دیکشنری فارسی

secede

USsı'si:d

معنی فارسی

کناره گيري کردن ، ز عضويت خارج شدن

معنی کامل و مثال‌ها

/si sēd´/vi.

(از گروه یا سازمان یا کشور) جدا شدن، منتزع شدن

Bangladesh seceded from Pakistan

بنگلادش از پاکستان جدا شد.

مترادف‌ها

verb neuter
Withdraw, retire, draw off.

واژه‌های دیگر با معنی «کناره گيري کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن