دیکشنری فارسی

releasing

UKriliːsiŋ USrı'li:sıŋ

معنی فارسی

رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. emotionally purging (of e.g. art)

واژه‌های دیگر با معنی «رها کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن