دیکشنری فارسی

relinquishing

UKriliŋkwiʃiŋ USrı'lıŋkwıʃıŋ

معنی فارسی

رها کردن ، ول کردن ، ترک کردن ،

چشم پوشيدن از ، صرف نظر کردن از

تعریف انگلیسی

noun
  1. a verbal act of renouncing a claim or right or position etc.
  2. the act of giving up and abandoning a struggle or task etc.

واژه‌های دیگر با معنی «رها کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن