دیکشنری فارسی

reopened

UKriːoupənd USrı'əupənd

معنی فارسی

دوباره باز کردن بازگشودن بازگشايي کردن تجديد گشايي کردن افتتاح مجدد کردن دوباره شروع کردن سرآغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل باز آغاز کردن دنبال کردن پي کردن ادامه دادن باقي بودن مداومت کردن

واژه‌های دیگر با معنی «دوباره باز کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن