repessive معنی فارسی جلوگيري کننده فرونشاننده واژههای دیگر با معنی «جلوگيري کننده» suppressive جلوگيري کننده، فرو نشاننده، موقوف سازنده repressive جلوگيري کننده، فرو نشاننده lacquer preservative لاک جلوگيري کننده از فساد antiperiodic جلوگيري کننده از نوبت و دوره ء امراض.، ضد تناوبي، پاد پيگشتي prophylactic پيش گيري کننده، جلوگيري کننده، داروي جلوگيري stopper سر بطري، جلوگيري کننده، باز دارنده exclusive انحصاري، جلوگيري کننده ازدخول ديگران، استثناکننده I.C.D. = Intrauterine contraceptive device، وسيله جلوگيري کننده داخل رحمي search jammer توليد کننده پارازيت در آنتن رادار، وسيله جلوگيري کننده از تجسس رادار، وسيله جلوگيري کننده از مراقبت prohibitive بازدارنده، منع کننده، جلوگيري کننده