دیکشنری فارسی

suppressive

UKsəpresiv

معنی فارسی

جلوگيري کننده فرو نشاننده موقوف سازنده دافع مانع

تعریف انگلیسی

adjective
  1. tending to suppress “the government used suppressive measures to control the protest”

مترادف‌ها

adjective
Subduing, concealing.

واژه‌های دیگر با معنی «جلوگيري کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن