replenisher معنی فارسی دوباره پر کردن ، ذخيره تازه دادن (به) واژههای دیگر با معنی «دوباره پر کردن» replenish دوباره پر کردن، ذخيره تازه دادن (به) back fill عمل دوباره پر کردن reawaken تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن reintroduced تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن reinvigorated تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن renew تجديد کردن، نو کردن، تازه کردن