دیکشنری فارسی

resisted

UKrizistid USrı'zıstıd

معنی فارسی

مقاومت کردن ايستادگي کردن حريف شدن تاب آوردن مخالفت کردن

واژه‌های دیگر با معنی «مقاومت کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن