دیکشنری فارسی

restored

UKristɔːd USrıs'tɔ:d

معنی فارسی

برگرداندن پس دادن بحال نخست برگرداندن تعميرکردن

واژه‌های دیگر با معنی «برگرداندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن