دیکشنری فارسی

reverberated

UKrivəːbəreitid USrı'və:bə'reıtıd

معنی فارسی

برگرداندن منعکس کردن برگشتن منعکس شدن پيچيدن طنين انداختن

واژه‌های دیگر با معنی «برگرداندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن