riper معنی فارسی رسيده پخته جا افتاده عمل آمده قابل استفاده پخته کامل (شده) واژههای دیگر با معنی «رسيده» mellow رسيده، نرم، پرآب ripe رسيده، پخته، جا افتاده mature رسيده، کامل، بالغ overdue دير رسيده، دير آمده، از موقع ديرترآمده belated دير رسيده، بشب افتاده solum خاک رسيده، فراز خاک new arrived تازه رسيده، تازه وارد شده new-come تازه رسيده overripe بسيار رسيده، ترشيده . incorp مخفف: به ثبت رسيده