دیکشنری فارسی

runabout

UKruːnəbaut US'rʌnə'baut

معنی فارسی

آواره ، سرگردان ،

يکجوراتومبيل سبک ياواگن رو باز کوچک

معنی کامل و مثال‌ها

/run´ǝ bout´/n.

پادو

دائم در تلاش، بی‌قرار

کالسکه‌ی سبک و روباز

قایق موتوری سبک

واژه‌های دیگر با معنی «آواره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن