دیکشنری فارسی

scantily

UKskæntiliː US'skæntəlı

معنی فارسی

کم کم بمقدار کم

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a sparse or scanty way “a barely furnished room” “Derived from adjective: bare (for: barely), scanty”

واژه‌های دیگر با معنی «کم کم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن