دیکشنری فارسی

scantly

UKskæntliː

معنی فارسی

کم ناکافي ناقص تقريبي کم دادن (به) بخيلانه دادن کم کردن

مترادف‌ها

adverb
1. Penuriously, narrowly, illiberally, sparingly.
2. Scarcely, hardly.

واژه‌های دیگر با معنی «کم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن