دیکشنری فارسی

scantness

UKskæntnəs

معنی فارسی

کم ناکافي ناقص تقريبي کم دادن (به) بخيلانه دادن کم کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quality of being meager “an exiguity of cloth that would only allow of miniature capes"-George Eliot”

مترادف‌ها

noun
Narrowness, smallness, scantiness.

واژه‌های دیگر با معنی «کم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن