دیکشنری فارسی

screwing

UKskruːiŋ US'skru:ıŋ

معنی فارسی

پيچ ، ميخ پيچ ، کاغذي که چيزي دران به پيچند ،

ادم لئيم يازياده ستان

تعریف انگلیسی

noun
  1. slang for sexual intercourse

واژه‌های دیگر با معنی «پيچ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن