دیکشنری فارسی

scroll

UKskroul USskrəul

معنی فارسی

طومار ، پيچک ، گچ بري طوماري يامتکائي ،

چيزيکه که مانندطومارپيچيده باشد

معنی کامل و مثال‌ها

/skrōl/n., vi.

طومار

فهرست، فهرست نام‌ها

the scroll of fame

فهرست نیک نامان

هر چیز طومار شکل (مثلا روی سنگ قبر یا سر ستون)، نقش طوماری

(کامپیوتر) طومار نمایی، نوردش، طوماری کردن، نوردش کردن، اسکرول کردن، پیمایش کردن

this computer scrolls too slowly

این کامپیوتر خیلی آهسته نوردش می‌کند.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a round shape formed by a series of concentric circles (as formed by leaves or flower petals)
  2. a document that can be rolled up (as for storage) “Scroll down to see the entire text” “Verb Frames:” “Somebody ----s PP”

مترادف‌ها

noun
1. Schedule, list, roll of paper or parchment.
2. Flourish, paraph.
3. Volute, spiral ornament.

واژه‌های دیگر با معنی «طومار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن