دیکشنری فارسی

secession

UKsiseʃən USsı'seʃən

معنی فارسی

کناره گيري جدايي انفصال تفکيک

معنی کامل و مثال‌ها

/si sesh´ǝn/n.

انتزاع، جدایی

(S بزرگ) جدا شدن ایالت‌های جنوبی از ایالات متحده‌ی امریکا (که منجر به جنگ‌های داخلی و الغا بردگی شد)

تعریف انگلیسی

noun
  1. an Austrian school of art and architecture parallel to the French art nouveau in the 1890s
  2. formal separation from an alliance or federation

مترادف‌ها

noun
1. Withdrawal, separation.
2. Departure.

واژه‌های دیگر با معنی «کناره گيري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن