seeds
UKsiːdz
USsi:dz
معنی فارسی
تخم دانه نسل ذريه تخم ريختن دانه بستن ديگرگل ندادن تخم گرفتن از
تخم دانه نسل ذريه تخم ريختن دانه بستن ديگرگل ندادن تخم گرفتن از
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن