دیکشنری فارسی

semaphore

UKseməfɔːr

معنی فارسی

رهنما ، راهنما ،

تيري که پنجه هاي متحرک وچراغ هاي رنگي دارد

معنی کامل و مثال‌ها

/sem´ǝ fôr´/n., vt., vi.

مخابره با پرچم دستی (به ویژه در دریا)

(راه‌آهن) چراغ راهنما، دست مکانیکی

مخابره با پرچم یا چراغ و غیره، سمافور، نشان‌رسانی

نشان‌رسانی کردن، (با سمافور) پیام فرستادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. send signals by or as if by semaphore “Verb Frames:” “Somebody ----s”
  2. convey by semaphore, of information “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

noun
Telegraph.

واژه‌های دیگر با معنی «رهنما»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن