دیکشنری فارسی

semaphore

UKseməfɔːr

معنی فارسی

رهنما ، راهنما ،

تيري که پنجه هاي متحرک وچراغ هاي رنگي دارد

معنی کامل و مثال‌ها

/sem´ǝ fôr´/n., vt., vi.

● مخابره با پرچم دستی (به ویژه در دریا)

● (راه‌آهن) چراغ راهنما، دست مکانیکی

● مخابره با پرچم یا چراغ و غیره، سمافور، نشان‌رسانی

● نشان‌رسانی کردن، (با سمافور) پیام فرستادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. an apparatus for visual signaling with lights or mechanically moving arms
  2. send signals by or as if by semaphore “Somebody ----s”
  3. convey by semaphore, of information “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

noun
Telegraph.

واژه‌های دیگر با معنی «رهنما»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن