semaphore
UKseməfɔːr
معنی فارسی
رهنما ، راهنما ،
تيري که پنجه هاي متحرک وچراغ هاي رنگي دارد
معنی کامل و مثالها
/sem´ǝ fôr´/n., vt., vi.
● مخابره با پرچم دستی (به ویژه در دریا)
● (راهآهن) چراغ راهنما، دست مکانیکی
● مخابره با پرچم یا چراغ و غیره، سمافور، نشانرسانی
● نشانرسانی کردن، (با سمافور) پیام فرستادن
تعریف انگلیسی
verb
- send signals by or as if by semaphore “Verb Frames:” “Somebody ----s”
- convey by semaphore, of information “Verb Frames:” “Somebody ----s something”
مترادفها
noun
Telegraph.