دیکشنری فارسی

separates

UKsepəreits US(noun) ['sepərıts](verb) ['sepə'reıts

معنی فارسی

جدا کردن سوا کردن مجزا کردن تفکيک کردن تجزيه کردن جداشدن

واژه‌های دیگر با معنی «جدا کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن