دیکشنری فارسی

severalty

معنی فارسی

جدايي مجزايي زمين غير مشاع تصرف غير مشاع

معنی کامل و مثال‌ها

/-tē/n., pl.

تعدد، بسماری، شمارایی

(ملک) غیرمشاع، مفروز

تعریف انگلیسی

noun
  1. the state of being several and distinct
  2. exclusive individual ownership

واژه‌های دیگر با معنی «جدايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن