severalty
معنی فارسی
جدايي مجزايي زمين غير مشاع تصرف غير مشاع
معنی کامل و مثالها
/-tē/n., pl.
● تعدد، بسماری، شمارایی
● (ملک) غیرمشاع، مفروز
تعریف انگلیسی
noun
- the state of being several and distinct
- exclusive individual ownership