دیکشنری فارسی

severing

UKsevəriŋ US'sevərıŋ

معنی فارسی

جدا کردن ، سوا کردن ، از هم جدا کردن ،

فسخ کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of severing

واژه‌های دیگر با معنی «جدا کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن