دیکشنری فارسی

shadowing

UKʃædouiŋ US'ʃædəuıŋ

معنی فارسی

سايه ظلم عکس تاريکي پناه اثرجزئي خيال روح چيز پوچ خلوت

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of following someone secretly

واژه‌های دیگر با معنی «سايه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن