دیکشنری فارسی

shalt

UKʃælt USʃælt

معنی فارسی

فعل معين

معنی کامل و مثال‌ها

/shalt/

(قدیمی - دوم شخص مفرد در زمان حال) باید، خواهی

thou shalt not kill!

تو نباید قتل بکنی‌!

واژه‌های دیگر با معنی «فعل معين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن