دیکشنری فارسی

should

UKshud USʃu:d

معنی فارسی

فعل معين قسمت گذشته shall

معنی کامل و مثال‌ها

/shood/v.aux.

زمان گذشته‌ی: shall

I had hoped I should see you

امیدوار بودم که شما را ببینم.

(برای بیان وظیفه و محذور و مناسبت) باید، سزاوار است، سزد، بجا است اگر

you should respect your parents

باید به والدین خود احترام بگذاری.

this plant should be watered daily

این گیاه را باید هر روز آب داد.

you should study more

باید بیشتر درس بخوانی.

you should not gamble

تو نباید قماربازی کنی.

(برای بیان احتمال و آینده) خواهم، خواهد (و غیره)، بنا است که، قرار است

I should know by tomorrow

تا فردا مطلع خواهم شد.

he should be here by tomorrow

قرار است فردا اینجا باشد.

if I should die tomorrow

اگر فردا بمیرم

(برای بیان مودبانه یا مرددانه‌ی عقیده) شاید (اینطور باشد)

I should think they would be pleased

فکر می‌کنم آنها خرسند خواهند شد.

(پس از so that یا in order that - برای بیان هدف و منظور) به منظور اینکه، تا، تا اینکه

she spoke English slowly so that you should understand

آهسته انگلیسی حرف زد تا اینکه شما بفهمید.

واژه‌های دیگر با معنی «فعل معين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن