should
معنی فارسی
فعل معين قسمت گذشته shall
معنی کامل و مثالها
/shood/v.aux.
● زمان گذشتهی: shall
I had hoped I should see you
امیدوار بودم که شما را ببینم.
● (برای بیان وظیفه و محذور و مناسبت) باید، سزاوار است، سزد، بجا است اگر
you should respect your parents
باید به والدین خود احترام بگذاری.
this plant should be watered daily
این گیاه را باید هر روز آب داد.
you should study more
باید بیشتر درس بخوانی.
you should not gamble
تو نباید قماربازی کنی.
● (برای بیان احتمال و آینده) خواهم، خواهد (و غیره)، بنا است که، قرار است
I should know by tomorrow
تا فردا مطلع خواهم شد.
he should be here by tomorrow
قرار است فردا اینجا باشد.
if I should die tomorrow
اگر فردا بمیرم
● (برای بیان مودبانه یا مرددانهی عقیده) شاید (اینطور باشد)
I should think they would be pleased
فکر میکنم آنها خرسند خواهند شد.
● (پس از so that یا in order that - برای بیان هدف و منظور) به منظور اینکه، تا، تا اینکه
she spoke English slowly so that you should understand
آهسته انگلیسی حرف زد تا اینکه شما بفهمید.