دیکشنری فارسی

shredded

UKʃredid US'ʃredəd

معنی فارسی

پاره تيکه ريزه خرده ذره پاره پاره کردن ريز ريز کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. prepared by cutting “sliced tomatoes” “sliced ham” “chopped clams” “chopped meat” “shredded cabbage”

واژه‌های دیگر با معنی «پاره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن