دیکشنری فارسی

shut in

معنی فارسی

حبس کردن مريض بستري.

تعریف انگلیسی

verb
  1. surround completely “Darkness enclosed him” “They closed in the porch with a fence” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

مترادف‌ها

Enclose, confine.

واژه‌های دیگر با معنی «حبس کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن