دیکشنری فارسی

smutch

معنی فارسی

لک ، لکه ،

اتش يادودي که درهواي گرم براي کشتن حشرات

راه مي اندازند

معنی کامل و مثال‌ها

/smuch/vt., n.

کثیف کردن، چرکین کردن (رجوع شود به: smudge)

لک، لکه، جای کثیف

دوده، کثافت

واژه‌های دیگر با معنی «لک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن