smutch
معنی فارسی
لک ، لکه ،
اتش يادودي که درهواي گرم براي کشتن حشرات
راه مي اندازند
معنی کامل و مثالها
/smuch/vt., n.
● کثیف کردن، چرکین کردن (رجوع شود به: smudge)
● لک، لکه، جای کثیف
● دوده، کثافت
لک ، لکه ،
اتش يادودي که درهواي گرم براي کشتن حشرات
راه مي اندازند
/smuch/vt., n.
● کثیف کردن، چرکین کردن (رجوع شود به: smudge)
● لک، لکه، جای کثیف
● دوده، کثافت
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن