دیکشنری فارسی

smutch

معنی فارسی

لک ، لکه ،

اتش يادودي که درهواي گرم براي کشتن حشرات

راه مي اندازند

معنی کامل و مثال‌ها

/smuch/vt., n.

● کثیف کردن، چرکین کردن (رجوع شود به: smudge)

● لک، لکه، جای کثیف

● دوده، کثافت

تعریف انگلیسی

verb
  1. make a smudge on; soil by smudging “Somebody ----s something” “Something ----s something” “The children smutch the paper with grease” “The children smutch grease onto the paper”

واژه‌های دیگر با معنی «لک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن