soften (to) معنی فارسی نرم کردن خميري کردن ملايم کردن واژههای دیگر با معنی «نرم کردن» soften نرم کردن، ملايم (تر) کردن، آهسته (تر) کردن emolliate نرم کردن، ملايم (تر) کردن، شيرين کردن intenerate نرم کردن، لطيف کردن، حساس کردن levigate نرم کردن، سابيدن، خمير sleeken نرم کردن، صيقلي کردن، صاف کردن. smoothen نرم کردن، صاف کردن، هموار کردن inteneration نرم کردن. hand to hand دسته و پنجه نرم کردن، رزم نزديک، رزم تن به تن software encryption پنهان کردن نرم افزاري pulverize ساييدن، نرم کردن، نرم کوبيدن