solubilize
معنی فارسی
حل کردن گداختن.
معنی کامل و مثالها
/säl´yǝ bǝ līz´/vt., vi.
● قابل حل کردن یا شدن، واگشاپذیر کردن
حل کردن گداختن.
/säl´yǝ bǝ līz´/vt., vi.
● قابل حل کردن یا شدن، واگشاپذیر کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن