دیکشنری فارسی

squeaking

UKskwiːkiŋ US'skwi:kıŋ

معنی فارسی

جيغ ، جير ، صداي موش ،

صداي لولاي روغن نخورده ، جيغ زدن ، جيک زدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having or making a high-pitched sound such as that made by a mouse or a rusty hinge

واژه‌های دیگر با معنی «جيغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن