دیکشنری فارسی

started

UKstɑːtid US'stɑ:təd

معنی فارسی

عازم شدن عزيمت کردن رهسپار شدن حرکت کردن آغاز سفر کردن

واژه‌های دیگر با معنی «عازم شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن