straight off معنی فارسی بي درنگ بي تامل واژههای دیگر با معنی «بي درنگ» immediate بي درنگ، فوري، عاجل promptly بي درنگ، فورا، بفوريت forthwith بي درنگ، دردم، فوراً unhesitatingly بي درنگ، بي تامل straightway بي درنگ، فوراً right away بي درنگ، فورا right off بي درنگ، فورا snap shoting بي درنگ شليک کردن prompt فوري، بي درنگ، چالاک prompt payment پرداخت بموقع، پرداخت بي درنگ