stubbed
UKstʌbd
USstʌbd
معنی فارسی
کنده ريشه (دندان) ته (سيگار) ته ته چک
معنی کامل و مثالها
/stubd/adj.
● کوتاه، پهن، کنده مانند
● (زمین) پراز بن درخت (که تنهی آنها را بریده و بردهاند)
مترادفها
adjective
Blunt, obtuse, truncated, stubby, short and thick.