دیکشنری فارسی

stubbed

UKstʌbd USstʌbd

معنی فارسی

کنده ريشه (دندان) ته (سيگار) ته ته چک

معنی کامل و مثال‌ها

/stubd/adj.

● کوتاه، پهن، کنده مانند

● (زمین) پراز بن درخت (که تنه‌ی آنها را بریده و برده‌اند)

مترادف‌ها

adjective
Blunt, obtuse, truncated, stubby, short and thick.

واژه‌های دیگر با معنی «کنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن