دیکشنری فارسی

swinge

معنی فارسی

سخت زدن قايم زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/swinj/vt.

● (قدیمی) کتک زدن، شلاق زدن، تنبیه بدنی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. burn superficially or lightly “I singed my eyebrows” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
Beat, whip, scourge, flog, lash, bastinade, switch, chastise, punish.

واژه‌های دیگر با معنی «سخت زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن