دیکشنری فارسی

thaws

UKθɔːz USθɔz

معنی فارسی

اب شدن گداختن گرم شدن اب کردن گداختن

ریشه و کاربرد

Verb

Becomes liquid or soft after being frozen.

ریشه

From Old English 'thawian'.

مثال

  • The ice thaws quickly in the hot sun.
  • As spring approaches, the snow thaws.
  • The meat thaws out in the refrigerator.

ترکیب‌های رایج

Thaws quickly Snow thaws Meat thaws Lake thaws

واژه‌های دیگر با معنی «اب شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن