دیکشنری فارسی

throttles

UKθrɔtlz US'θrɔtəlz

معنی فارسی

گلو حلق ناي دريچه کنترل بخاريابنزين خفه کردن جلو گرفتن

واژه‌های دیگر با معنی «گلو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن