دیکشنری فارسی

to push off

UKtoupuʃɔf

معنی فارسی

اغاز کردن ، شروع کردن ، بيرون رفتن ،

از کرانه دريا دورشدن

واژه‌های دیگر با معنی «اغاز کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن