to say no معنی فارسی نپذيرفتن رد کردن واژههای دیگر با معنی «نپذيرفتن» rejcet وازدن، نپذيرفتن، نپسنديدن reject وازدن، نپذيرفتن، نپسنديدن refuse رد کردن، نپذيرفتن، قبول نکردن disallow ردکردن، نپذيرفتن، روانداشتن plow شخم کردن، چسن دادن، نپذيرفتن repudiate رد کردن، انکار کردن، قبول نکردن repel دفع کردن، از خود گرداندن، رد کردن repulse دفع کردن، پس زدن، عقب زدن forebear نيا، جد، خود داري کردن