to seek advice معنی فارسی مشورت کردن نظرخواستن واژههای دیگر با معنی «مشورت کردن» consult مشورت کردن با، مشورت خواستن، از powwowing مشورت کردن با، مشورت خواستن، از take counsel with مشورت کردن با، با وکيل مشورت کردن deliberate شورکردن، مشورت کردن، انديشه کردن counsel مشورت، شور، تدبير rede مشورت، پند، تدبير advise آگاهانيد، آگاهي دادن، مشورت دادن powwowed آگاهانيد، آگاهي دادن، مشورت دادن